پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

اندیشه نو
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧
 


سلام
سلام بر دوستان


ای دل زجان گذر کن تا جان جان بینی
بگذار این جهان را تا ان جهان بینی
گر تو نشان بجویی ای یار اندرین راه
از خویش بی نشان شو تا تو نشان بینی

 

تو فقط جریان ارام جویبار باش
به همان زلالی به همان شفافی
با حرکتی ارام و مداوم و رو به جلو
پیش به سوی اینده

با ایمانت راه  برو نه با چشمانت
تا
با معنویت تازه ای زیستن کنی


مرگ ما تولد در حیات اسمانی است
مانند جسم که زایش در حیات زمینی است

افکار بد نقض ذاتی در کمال روحی ما پدید می اورد

هر انسانی رسالتی دارد که باید در حیات زمینی ان را انجام دهد

تنبلی و سکون از نشانه های حیات نیست

به دیگران خدمت کنید حتی بیش از حد انتظار انها


از سلولهای مغز هر انسانی ارتعاشاتی ساطع می شود
که درست مثل فرکانسهای رادیویی عمل می کنند
چون در شب ارتعاشات کمتری صورت می گیرد
بهترین زمان برای عبادت است و در این زمان
روح ارامش بیشتری دارد


عقیده ای که در ذهنهای اغلب مردم جا باز کند اگر زمانش برسد
چنان قوی و نیرومند خواهد بود که تمام ارتشهای جهان نمی توانند
در مقابل ان استقامت کنند        ویکتورهوگو


شادمانی در قلب و درون خودتان است پس به دنبال چیزی برای
شاد بودن نباشید


انسان کامل همیشه لبخند بر چهره دارد
انسان کامل با مشاجره انرژی خود را از بین نمی برد
هر کسی حق دارد برای زندگی خودش تصمیم بگیرد
مردم را همانطور که هستند بپذیریم

 

انسان چیزهایی را جذب می کند که خود از طریق افکارش انتقال می دهد

خداوند را در قلب خود حس کنید
در سکوت   حقیقت  را خواهید یافت

هر انچه را باید بدانید هم اکنون در درون شماست  و در انتظار شما

شادمانی یکی از نشانه های عشق است

زندگی را با نگاهی عاشقانه جشن بگیرید


با ثبات قدم بردارید این بدان معناست که بدانیم چه وقت و کجا قدم گذاریم
راه داشتن ثبات قدم  بصیرت و دانش است
انسان تصمیم گیرنده است و برای تصمیم گیرنده بودن اگاهی لازم است


باده از ان جام می پر کن و پیشم بنه
از غم فردا و دی هیچ بیادم مده


وقتی با درد خود دوست شدید  دیگر دشمن شما نخواهد بود

قلب انسان مرکز تمام اگاهی هاست

اگر تسلیم اراده خداوند باشیم همواره در هر موقعیتی راهی وجود خواهد داشت

به همان اندازه که به دیگران عشق می ورزیم به وجود خود نیز عشق بورزیم

ذهن اگاه میل دارد بر بدن و جسم کنترل داشته باشد
قلب می تواند هماهنگی و تعادل بین ذهن اگاه و بدن را برقرار کند

در سکوت و ارامش عمیق ترین افکار ذهن ظاهر می شود
با ظاهر شدن این افکار می توان بر انها تسلط پیدا کرد

تمرکز انسانها باید بر لذت ها و شادی های زمان حال باشد

خداوند از طریق قلب با انسانها سخن می گوید


به امید روزهای اینده...


 
 
ازدواج
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧
 

سلام

سلام بر دوستان

 

داستان ازدواج یک دانشجوی رشته مهندسی صنایع

 

پدر : دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر(دانشجوی رشته مهندسی صنایع): نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بیل گیتس» است
پسر: آهان اگر اینطوریه، قبول است

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان، قائم مقام «مدیرعامل بانک جهانی» است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

 

بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود


پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم

پدر: اما این مرد جوان داماد «بیل گیتس» است
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی را برگزینید

به امید روزهای اینده


 
 
شادمانی
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧
 


سلام
سلام بردوستان

شادمانی در قلب و درون خودتان است
پس به دنبال چیزی برای شاد بودن نباشید


به امید روزهای اینده...


 
 
با معنویت تازه ای زیستن
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ شهریور ۱۳۸٧
 


سلام
سلام بر دوستان


برگرفته از دست نوشته های خانم میترا گلچهر


درود و عشق بی پایانم بر انسانی که می کوشد هر پدیده ای را بشناسد
و به ابهاماتی که در فکرش جرقه می زند اهمیت بدهد

انسان هرگاه فهمید از کجا امده  برای چه امده و بعد به کجا می رود
متوجه خواهد شد که چه باید بکند از ان پس سرگردان نخواهد ماند
استاد نورعلی الهی

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا امده ام ؟امدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم؟ اخر ننمایی وطنم؟

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
مرغ باغ ملکوتم  نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

زندگی معنا دار است و هستی بی هدف نیست
ما نه زاییده ی  اتفاق هستیم و نه به عدم باز می گردیم

وجود انسان تنها به این جسم بیولوژیکی محدود نمی شود و ویژگی ضمیر اگاهش
انگونه است که نمی توان ان را صرفا حاصل فعل و
انفعالات شیمیایی سلولهای عصبی دانست بلکه این جسم تنها بهانه ای است برای
جا دادن روح در ان تا در این کره خاکی به اهدافش برسد

هیچ چیز بی دلیل و بی هدف نیست و هر ذره مبدا معین  وظیفه ای مشخص
و سر انجامی خاص دارد.برقلب عالم محسوس و نا محسوس اندیشه ای بسیار توانا
با درایت و صاحب اراده و فعال و خیر خواه و مهربان حضور دارد که بر همه چیز
محیط حاکم است و به همه چیز عشق می ورزد
اینکه او را چه بنامیم
خالق یا خدا یا الله یا یهوه یا وجود مطلق و یا هرچیز دیگر اهمیتی ندارد
مهم این است که بدانیم او همان یگانه ای است که بنیان گذاران ادیان توحیدی
او را شناخته اند انسانهای برگزیده و برجسته و دانشمندان علوم تجربی
اثارش را در طبیعت مشاهده کرده اند بی انکه الزاما او را بشناسند


گذر از مرحله زندگی زمینی برای پی ریزی پایه های تکامل روح امری ضروری است

در اثر سیر تکامل است که روحی به روح برتر تبدیل می شود
در نتیجه این روح است که تکامل پیدا می کند نه جسم

قدرت اختیار فقط در اختیار انسان است که این امتیازی استثنایی است

ارامش واقعی زمانی میسر می شود که عدالت و انصاف واقعی حکمفرما باشد

 

 

ادامه دارد.....

 

به امید روزهای اینده....