پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

دیروز-امروز-فردا
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢
 

سلام

سلام بر دوستان

 

 


سکوت بهترین تحقیر است




خود را فدا کنیم بهتر است تا دیگران را نابود کنیم
خود را فدا کنیم بهتر است تا دیگران را نابود کنیم
خود را فدا کنیم بهتر است تا دیگران را نابود کنیم



یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زود رس نیست

یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زود رس نیست



نگذاریم تقویم وساعت ، این حقیقت را یادمان ببرد
که لحظه لحظه زندگی ، یک معجزه است و در پس آن ، حقیقتی




بیشتر مردم دعا نمی کنند فقط التماس می کنند




هرگاه بتوانم بعد از هر شکست لبخند بزنم شجاع خواهم بود




برای انسان تیره بخت، مرگ تخفیف در مجازات زندان زندگی است


از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش


به امید روزهای اینده...


 
 
راستی و دروغ
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢
 

سلام

سلام بر دوستان

 

 

کسی که می تواند انجام می دهد
و کسی که نمی تواند به دیگران یاد می دهد

آنچه سبب امنیت روح می شود ایمان است

 

خود را به لحظه اکنون بسپار و امکانات
آن را در خود راه بده تصویر ذهنی خود را از آن چه باید باشد رها کن
تعابیر ، پیش فرض ها و پیش داوری های خود را رها کن
دست از کنترل وقایع و رویدادها بردار و آن ها را به حال خود رها کن.
رها کن حال شرایطی فراهم آورده ای تا اعجاز در آن ظهور
کندحال دریچه ای گشوده ای تا ناشناخته ها امکان ورود پیدا کنند
حال در قلب خود جایی برای عشق و شور زندگی باز کرده ای

 

 

آرزومند آن مباش که چیزی
غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی

 

خنده مصائب و مشکلات زندگی را کوچک و آلام روحی را محو می نماید

 

بهترین کارها این است که درجوانی دانش اندوزی و در پیری بکاربری

 

ممکن است دروغ یکسال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد


خط مستقیم ، نه تنها در هندسه ، بلکه در اخلاقیات هم کوتاه ترین راه است


غیر ممکن ها را انجام دادن نوعی لذت است


رُلهایی که در صحنه زندگی
به عهده ما واگذار شده است به انتخاب و اختیار ما نبوده و
تنها وظیفه ما این است که آنها را به خوبی بازی کنیم

 

عمری را تلف کردم تا بفهمم فهمیدن همه چیز لازم نیست

 

من با عشق به تو تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت
کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ،
او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حیا و شرمندگی
نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام

 


 
 
عقل و دل
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٢
 

سلام

سلام بر دوستان

 

 

از اینجا شروع میکنم که تصمیم گرفتن در هر کاری نیاز به فکر کردن دارد مخصوصا اگر

ان تصمیم مربوط به اینده و سرنوشت شما داشته باشد اما  گاهی وقت ها بین تصمیم

دل و عقل گرفتار میشویم

 

اگر بخواهیم با عقل و منطق تصمیم بگیریم دل مانع میشود و برعکس

 

به نظر من در هر دو حالت تصمیم گیری درست است ولی نتایج انها با هم متفاوت است

من تجربه کرده ام در هر حالت اگر به نتیجه دلخواه نرسیدید ناراحت نشوید

اگر به حرف دل گوش کرده اید و شکست خورده اید ضرر نکردید چون دل خواسته

اگر هم با عقل تصمیم گرفته اید پس نتیجه ای که گرفته اید منطق شما را تایید میکند و

انسان منطقی با دل کاری ندارد

 

 

به امید روزهای اینده...