پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

اینده
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ دی ۱۳۸٩
 



سلام
سلام بر دوستان

آینده ان نیست که از راه می رسد
انتخابی است که اکنون می کنید


یاد دارم غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد کهنه قالی می خرم
دست دوم جنس عالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت اهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم اسیمه سر بیرون دوید
گفت اقا سفره خالی می خرید؟



به امید روزهای اینده...