پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

پسر بچه
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
 

سلام

سلام بر دوستان

 

شب یلدای زیبایی را برایتان ارزومندم

 

 

 

بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است

 

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند

 

 

آزادی حقیقی آن نیست که هرچه دلیل داریم انجام بدهیم، بلکه آن است که آنچه را حق

داریم بکنیم

 

 داستان کوتاه

یکی از دوستانم به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود.
شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می کرد.
پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید: ” این ماشین مال شماست ، آقا؟”
پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است”.
پسر متعجب شد و گفت: “منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این که دیناری بابت آن پرداخت کنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای کاش…”
البته پل کاملاً واقف بود که پسر چه آرزویی می خواهد بکند.
او می خواست آرزو کند که ای کاش او هم یک همچو برادری داشت.

اما آنچه که پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد: ” ای کاش من هم یک همچین برادری بودم.”

 

 

 

به امید روزهای اینده...