پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

زرتشت
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۱
 

سلام

سلام بر دوستان

 

زرتشت به وسیله فلسفه خود بشر را از بار سنگین مراسم ظاهری آزاد ساخت و اساس آئینش را بر آموزشهای اخلاقی نهاد

هر که از سرنوشت دیگران پند نگیرد دیگران از سرنوشتش پند خواهند گرفت

خوشرفتار کسی است که بتواند با ادمهای بد رفتار سازش کند

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید

 

عشق از آنجا که با معشوق پیوند می خورید آغاز می گردد و تا حرکت موزون و هماهنگی روح هایتان امتداد می یابد. هنگامی که جان هایتان یکی می شوند ، آن گاه با تمامی وجود عشق خواهید ورزید.دیگر چیزی بین شما نیست که از جنس عشق نباشد . پیوند مقدس همین است. شور و شعف ، وجد و شادمانی واقعی هم ، این است

 

 

شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه معتقد باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح - که شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییکه عشقی پاک وجود دارد، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد

 

 

 

 

هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است

آدمهای فرهمند و خودباور بدنبال کف زدن دیگران نیستند آنها به شکوه و ارزش کار خود باور دارند

پیمان با دستها و کاغذها بسته نمی شود پیمانها را با چشم ها هک می کنند

محبت نیرومندترین جادوها است

مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام

بدگویی ، رسوایی در پی دارد

کسی که بدگویی می کند خواری را به جان می خرد

آنچه مردم را دانشمند می کند ،مطالبی نیست که می خوانند بلکه چیزهایی است که یاد می گیرند

چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی برلب دارند

تفکر در باب خوشبختی ، عشق ، آزادی ، عدالت ، خوبی و بدی، تفکر درباره‌ی پرسش‌هایی که بنیاد هستی ما را دگرگون می‌کند

انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن به همنوعان خود خدای گونه نیستند

شایستگان آنانی هستند که آفریننده و منجی اند

فریبکار و نیرنگ باز هیچ پایگاهی نخواهد داشت آخرین و ترسناکترین درسی که خواهد آموخت تنهایی ست

قدرزمان حال را بدانید که گذشته بر نمی گردد و آینده شاید نیاید

دعاسخن روح است که حقیقت را به حقیقت بازگو می کند

اندیشه و تفکر پشتوانه ای بزرگ در سراسر حیات بشر است و انسان بی اندیشه و تفکر به ماده ای بی روح می ماند

همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی

من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون

افکار افراد متفکر خودبخود می اندیشد

آن هنگام که روحم عاشق جسمم شد و جفت گیری این دو سر گرفت من بار دیگر متولد شدم .ویکتور هوگو

الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد

با فریب شاید بتوان چیزی بدست آورد اما در نهایت همان دستاورد مایه تباهی خواهد بود

حقیقت می تواند مدتی در حجاب تعویق و تأخیر بماند ولی همیشه جوان بوده و خود را معرفی خواهد نمود

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید

همیشه به خود اعتماد داشته باشید. اگر یک بار کاری را با موفقیت انجام داده باشید، باز هم می توانید

اندیشه ها بزرگترین جنگنده های جهانند و جنگی که اندیشه ای در دنبال دارد چیزی جز وحشیگری نیست

کسانی که دیگران را با بی ارزشترین واژه ها به ریشخند می گیرند ابلهانی بیش نیستند

آدم بی فضیلت و بی هنر را ستودن چنان است که به او دشنام دهند

برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن

آدم خشمگین نمیتواند حقیقت را بگوید

بیداری بدون آگاهی امکان پذیر نیست

در جوانی دوست نداشتن علامت بدی است . روح سالم همیشه یکنفر دوست را که لایق باشد ملاقات خواهد کرد

آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن

آنان که آزادى را فداى امنیت مى کنند، نه شایستگى آزادى را دارند و نه لیاقت امنیت را

خوشبختى لذت مشترکى است که حاصل یارى بى چشمداشت به دیگران است

بردباری در توان هر کسی نیست کسانی که بردبارند فرمانروایی می کنند

اگر شما به مشکلات پشت کنید  سختی ها هیچگاه  به شما پشت نخواهند نمود بهترین راه ، مبارزه پیگیر  و همیشگی با سختی هاست

بزرگترین شادی تولد است و بزرگترین غمها مرگ

حق ،حق است حتی اگر همه برعلیه آن باشندو اشتباه ، اشتباه است حتی اگر همه موافق آن باشند

دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است

آتش خشم را با آب سکوت خاموش کن

پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت

فصیح ترین زبان عمل است

از دیروز بیاموز برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش

در این دنیا از دو راه می توان موفق شد ؛ یا از هوش خود و یا از نادانی دیگران

وقت گرانبها است ، اما حقیقت گرانبها تر است

همیشه اندکی دیوانگی در عشق هست اما همیشه اندکی منطق هم در دیوانگی هست

افتخار در خشک کردن قطره اشک است نه در جاری ساختن سیل خون

غالب اشخاص بدون اینکه مقصد معینی را تعقیب کنند زندگی می نمایند و مثل پر کاهی که بر روی آب حرکت کند ، عمر خود را به آخر می رسانند و جلو نمی روند ، جریان آب انها را می برد

درد پیری انحطاط روحی و جسمانی آن نیست ، بلکه بار خاطرات آن است

خموشی ، دری به سوی نگاه ژرف تر است

همه خوشبختیها و موفقیت که به من روی آورده از درهایی وارد شده است که آنها را به دقت بسته بودم

کردار ناپسند خویش را با دارایی زیاد هم نمی توانی پنهان سازی

 

جنگ کشتارگاه کسانی است که همدیگر را نمی شناسند ، به نفع کسانی است که یکدیگر را می شناسند ولی همدیگر را نمی کشند . جنگ قوانین را خاموش می کند

 

تمام شان و عظمت انسان در فکر است

هرکس خود را نصیحت نکند ، به نصیحت دیگران محتاج است

با بردباری همه چیز در چنگ توست

عشق به مراتب بزرگتر و فراتر از جاذبه ی فیزیکی و جسمانی ای است که نسبت به شخص دیگری در خود احساس می کنیم . عشق حتی به مراتب فراتر از ایمان به آرمان و غایتی برتر یا علاقه شور و اشتیاق نسبت به روابط ، کار یا حتی خانواده است

 

اگر ما صد مرتبه باهوش تر و چیز فهم تر از این بودیم دنیایی که به نظر ما می رسد چندان شباهتی به دنیای کنونی نداشت و اگر هزار مرتبه از این چیز فهم تر بودیم تفاوت دنیایی که به نظرمان می رسید با این دنیا زیاد تر می شد

زیرا دنیا جز خود ما و جز آنچه در خود می بینیم و از خود می فهمیم چیز دیگری است

 

به امید روزهای اینده...