پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

کودک و خدا
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢
 

سلام
سلام بر دوستان


کودکی با پای برهنه روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد.

زنی در حال عبور او را دید و دلش سوخت، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش!

کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.

کودک گفت: می دانستم با او نسبتی دارید!


به امید روزهای اینده