پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

روان شناسی کودک
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۳
 

سلام

سلام بر دوستان

 

به کودکان خود آموزش دهید که شما می خواهید که آنها چگونه عمل کنند.

 

 

 مراقب آنچه که می گویید باشید. معنی کلمات می تواند به اندازه کتک زدن، به آنها آسیب برساند.

 

 

از کارهای خوب او ستایش کنید و اجازه بدهید کودک بداند که شما او را به خاطر وجودش دوست دارید.

 

 

هنگامی که کودکتان بی ادبی می کند، زود عکس العمل نشان ندهید. به او مهلت دهید. این مسئله کودکتان را مدت کوتاهی از شما جدا می کند

 

 

هیچ چیز بهتر از این نیست که والدین در مقابل بچه ای که خارج از کنترل است، آرام باشند. به کودکتان آموزش دهید که عصبانیت خود را کنترل کند و به خود اجازه ندهید که به او توهین کنید. چون با این کار، عصبانیت او را دوباره زنده می کنید. به خاطر داشته باشید شما بزرگسالید.

 

 

هنگامی که با کودک سر و کار دارید موبایل ، کامپیوتر و روزنامه را کنار بگذارید تا بفهمد زمانی که او آماده برقراری ارتباط است تمام توجه شما معطوف به اوست

 

 

در حضور کودک والد دیگر را مورد انتقاد قرار ندهید

 

 

 - صبور باشید

 

اغلب طلاق تمام افراد درگیر را، ضعیف و متزلزل می کند . شاید کودکان نیاز به زمان اندکی دارند تا قبل از باز گو کردن احساساتشان آن را پردازش نموده و سپس درباره اش صحبت کنند

 

 

 

 

شما نمی توانید کودکتان را در یک حباب بزرگ کنید تا هیچ غم و اندوهی را تجربه نکند ولی او را انسانی شاد بار بیاورید

 

همه ما چیزهای یکسانی را برای کودکمان می‌خواهیم. می‌خواهیم که آن‌ها بزرگ شوند، عشق بورزند و مورد محبت قرار گیرند، آرزو‌هایشان را دنبال کنند و به موفقیت برسند. همه ما می‌خواهیم که کودکانمان خوشبخت شوند. اما چه مقدار از خوشبختی آن‌ها در دستان ما قرار دارد؟

 

 

بخشی از خلق و خوی کودکان آشکارا به ژن آن‌ها باز می‌گردد. ولی این مساله بدان معنی نیست که خوشبختی نهایی آن‌ها از پیش تعیین شده باشد. دکتر باب موری، نویسندهٔ کتاب تربیت کودکی خوشبین: طرحی اثبات شده برای رفع افسردگی کودکان تا آخر عمر، اطمینان می‌دهد که: «شاید افسردگی یک گرایش ژنتیکی باشد، اما ژن‌های ما انعطاف پذیرند و می‌توانند بسته به محیط فعال یا غیر فعال شوند.» تحقیقات به روشنی نشان می‌دهند که کودکان شاد و خوش صرفنظر از ساختار ژنتیکی، محصول خانه و خانواده‌ای شاد و خوش بین هستند. شما برای فراهم نمودن خانه‌ای شاد که کودکی شاد در آن تربیت یابد، چه کار می‌توانید انجام دهید؟ ۷ روش که ظرفیت کودکتان را در تجربهٔ شادی افزایش می‌دهد، در زیر بخوانید.

 

 

 

 

اول؛ ثبات را در خانه به وجود بیاورند و در درجه بعد توجه بیشتری به نیازهای بدنی و روحی روانی فرزندان شود. برای مثال والدین می‌توانند دیدگاه مثبت و اطمینان‌بخشی را به فرزندان‌شان القا کنند. برای رسیدن به این هدف پدر یا مادر در درجه اول باید مراقب وضعیت فعلی‌شان باشند و سعی کنند با همسر قبلی خود رابطه خالی از جنجال و دعوا داشته باشند. والدین نباید فرزندشان را نسبت به همسرشان بدبین کنند و ذهن فرزند خود را نسبت به طلاق به گونه‌ای صلح‌آمیز و عاری از کینه آماده کنند. علاوه براین والدین باید سعی کنند محبت کافی غیرشرطی به فرزندان‌شان عرضه کنند. به‌طور کلی صبر و حوصله، اطمینان و گوش دادن می‌تواند تنش را در کودکان کاهش دهد و به آنها کمک کند تا با شرایط جدید کنار بیایند.

 

 

 

 

 

 حمایت و محبت به فرزند، او را در مقابل این‌گونه حوادث بیمه می‌کند و این اطمینان‌بخشی، استرس را از کودک دور می‌کند. کودک باید از ادامه یافتن ارتباط با پدر و مادر اطمینان خاطر داشته باشد و بداند که هر دو والدین به همان اندازه قبل به او علاقه دارند و در صورت بروز مشکل همه خانواده با کمک هم از پس آن برخواهند آمد

 

 

 

 

ایجاد نظم در زندگی فرزندان، عامل بسیاری موثری است. این نظم هم برای کودک کم سن و هم بزرگ ضروری است. وقتی کودک در زندگی احساس نظم می‌کند، امنیت بیشتری را حس می‌کند. زندگی نامنظم به احساس ناامنی می‌انجامد برای مثال والدین می‌توانند هنگام خوردن غذا، انجام تکالیف فرزندان را مشخص کنند که این مساله موجب ایجاد نظم ذهنی می‌شود و از احساس آشوب و بی‌نظمی جلوگیری می‌کند. قوانین منزل، تشویق، پاداش و نظم گذشته باید ادامه پیدا کند. با شکستن قوانین تنها فرزندتان را لوس خواهید کرد.

 

 

 

 

کودکان برای رشد سالم احتیاج به محیط آرام دارند. والدین باید اهمیت این موضوع را در نظر بگیرند و با وجود ناسازگاری‌هایشان تصمیم بگیرند تا محیطی آرام و بدون تنش برای فرزندان‌شان ایجاد کنند و بر سر این موضوع به توافق دو نفره برسند. کودک در محیط درگیری والدین آسیب می‌بین

 

 

 

 

با توجه به نوع برخورد و رفتار والدین، کودکان دچار مسایل متفاوتی می‌شوند، مهم‌ترین مساله در طلاق، سازگاری والدین و ادامه داشتن دیدارها به یک اندازه با هر دو آنهاست. کودکانی که دارای خلق‌وخوی خاص هستند دچار پیامدهای بیشتری بعد از طلاق می‌شوند. پدر و مادر بعد از طلاق نباید وظایف اصلی خود را فراموش کنند و انتظار نداشته باشند که کودکان نیازهای احساسی آنها را برآورده کنند. دیدار کودک با دیگر والدین باید منظم و قابل پیگیری باشد و بعد از دیدار دیگر والدین از کودک بازجویی نکنند و نسبت به نیازهای فرزندشان حساس باشند.

 

 

 

 

والدین باید مراقب باشند تا احساسات منفی خود را با کودکان شریک نشوند. آنها می‌توانند لبخند را وارد زندگی کنند و طنز و شوخ‌طبعی را به خود و فرزندان‌شان هدیه دهند، این مساله باعث از بین بردن استرس می‌شود 

 

 

 

  1. 1.                      ایجاد رابطه
    مطمئن‌ترین راه برای سلامت عاطفی پایدار کودکتان این است که در او حس رابطه – با شما، سایر اعضای خانواده، دوستان، همسایگان، پرستاران و حتی با حیوانات خانگی – ایجاد کنید

 

اگر کودک کسی را داشته باشد که به او بدون هیچ قید و شرطی عشق بورزد، بهترین چیزی است که او را برای همیشه در مقابل رنج عاطفی واکسینه خواهد کرد. داشتن عشق قلبی به فرزند کافی نیست. کودکتان باید آن را احساس کند.» تا جایی که می‌توانید او را در آغوش بگیرید، به گریه‌های او با همدلی واکنش نشان دهید. برای او داستان بخوانید، با هم غذا بخورید و با هم بخندید.

دکتر کریستین کار‌تر، روان‌شناس و مدیر اجرایی دانشگاه کالیفرنیا در مرکز علوم اصلی برکلی - سازمانی که روی درک علمی خوشبختی تحقیق می‌کند - می‌گوید: «برای کودکتان فرصت‌هایی را ایجاد کنید تا بتواند با دیگران روابط دوستانه برقرار کند. نتایج تحقیقات ۵۰ سالهٔ ما حاکی از آن است که روابط اجتماعی یکی از مهم‌ترین عوامل شادی و سعادت هستند و فقط کیفیت روابط مهم نیست، بلکه کمیت آن نیز مهم است. هر چه کودک شما روابط بیشتری با دیگران برقرار کند، برای او بهتر خواهد بود.»

 

 

  1. 2.                      سعی نکنید که کودکتان راخوشحال کنید
    شاید غیر منطقی به نظر برسد، اما شاید بهترین کاری که برای شادی و خوشبختی دراز مدت کودکتان می‌توانید انجام دهید، این است که سعی نکنید او را برای مدت کوتاهی شاد کنید. بانی هریس، بنیانگذار موسسهٔ تربیت غریزی کودکان (Core Parenting) در پترزبورگ و نویسنده کتاب وقتی کودکتان پا روی جای حساسی می‌گذارد، چه کاری از دست شما ساخته است، می‌گوید: «اگر کودکانمان را در یک حباب قرار دهیم و هر چه را که می‌خواهند در اختیارشان بگذاریم، با چنین انتظاری بزرگ می‌شوند. در صورتی که دنیای واقعی این گونه با او رفتار نمی‌کند.»

 

متاسفانه، کودکانی که هرگز نحوهٔ رویارویی با عواطف منفی را یاد نمی‌گیرند، وقتی به سن نوجوانی و بزرگسالی می‌رسند، شکست عاطفی بیشتر آن‌ها را تهدید خواهد کرد.»

 

به او اجازه بدهید مهارت‌های مقابله با استرس را کسب کند و در مقابل موانع اجتناب ناپذیر زندگی انعطاف پذیری داشته باشد.

 

 

 

 

  1. 3.                      شادی خود را پرورش دهید
    هر چند کنترل شادی کودکمان در دست ما نیست، اما ما مسئول شادی خودمان هستیم. خلق و خوی ما مهم است، زیرا کودکان همه چیز را از ما می‌آموزند. والدین شاد به احتمال زیاد کودکانی شاد خواهند داشت. در حالی که احتمال ابتلا به افسردگی در فرزندان والدین افسرده، دو برابر میزان میانگین است. در نتیجه یکی از بهترین چیز‌هایی که برای سلامت عاطفی کودکتان می‌توانید انجام دهید، این است که به سلامت عاطفی خودتان توجه کنید

 

 

 

  1. 4.                      کار خوب او را تحسین کنید
    مطالعات، همواره عزت نفس و شادی را به هم مرتبط می‌دانند. کودکان ما نمی‌توانند یکی از این دو را بدون وجود دیگری داشته باشند. این چیزی است که ما بطور شهودی می‌دانیم و بسیاری از ما را به مشوقانی پر شور تبدیل می‌کند. کودکمان ورق را خط خطی می‌کند و ما او را پیکاسو می‌خوانیم، یک گل می‌زند و او را دیوید بکهام آینده می‌نامیم؛ اما این نوع تعریف و تمجید‌ها ممکن است نتیجه عکس داشته باشند.

    اگر کودک فقط ستایش و تحسین از سوی شما دریافت کند، تصور خواهد کرد که باید حتما به موفقیت برسد تا مورد تایید شما قرار گیرد. از این می‌ترسد که اگر شکست بخورد، دیگر مورد تایید شما نخواهد بود و دوستش نخواهید داشت. تعریف و تمجید از ویژگی‌های خاصی مانند هوش، زیبایی و خوش اندامی نیز ممکن است در آینده اعتماد به نفس کودک را از بین ببرد.

 

 

تلاش او را تحسین کنید، نه نتیجه کارش را. خلاقیت، سخت کوشی و پشتکار او را که منجر به موفقیت می‌شوند، تحسین کنید، نه خود موفقیت را.

کار‌تر معتقد است که هدف باید «ذهنیت پیشرفت» کودکتان باشد. این باور را در او پرورش دهید که انسان‌ها با تمرین و تلاش به نتیجه می‌رسند، نه با استعدادشان. او می‌گوید: «کودکانی که برچسب هوش ذاتی را به یدک می‌کشند، احساس می‌کنند که همواره باید خودشان را ثابت کنند.» در حالی که مطالعات نشان می‌دهند کودکانی که دارای «ذهنیت پیشرفت» هستند، بهتر عمل می‌کنند و بیشتر از کار‌هایشان لذت می‌برند، زیرا نگران این نیستند که اگر شکست بخورند، دیگران چه فکری راجع به آن‌ها خواهند کرد.

 

 

با یک جمله تحسین آمیز ساده مانند: «کاری که انجام دادی واقعاً عالی بود، حتماً خیلی زحمت کشیده‌ای.» می‌توان ذهنیت پیشرفت را به او القا کرد

 

 

 

 

  1. 5.                      به او اجازه بدهید تا پیروزی و شکست را تجربه کند
    البته اگر واقعاً می‌خواهید عزت نفس کودکتان را تقویت کنید، کمتر به تعریف توجه کنید و بیشتر به فراهم نمودن فرصت‌های فراوان جهت آموزش مهارت‌های جدید تمرکز کنید. دکتر هالول می‌گوید: «مهارت و نه تعریف و تمجید، سازندهٔ حقیقی عزت نفس او هستند.» خوشبختانه تقریباً هر کاری که کودکان زیر ۴ سال انجام می‌دهند، فرصتی برای کسب مهارت است، چون همه چیز برایشان تازگی دارد. مانند: سینه خیزرفتن، راه رفتن، غذا خوردن، لباس پوشیدن، استفاده از توالت و راندن سه چرخه. وظیفهٔ ما این است که کنار بایستیم و به کودکانمان اجازه بدهیم خودشان کاری را که می‌توانند انجام دهند. بزرگ‌ترین اشتباه والدین خوب این است که بیش از حد وسایل مورد نیاز کودکانشان را فراهم می‌کنند

 

 

خیلی کم اتفاق می‌افتد که کودک با یک بار امتحان کردن کاری، مهارت کافی را به دست آورد. کودکان از طریق تمرین به مهارت می‌رسند و از طریق تجربه پی در پی مهارت، در آن‌ها حس توانایی ایجاد می‌شود. این حس توانایی آن‌ها را با خوش بینی و رغبت بیشتر به سوی تلاش‌های بعدی سوق می‌دهد که عاملی برای زندگی شاد می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

  1. 6.                      مسئولیت‌های واقعی را به او واگذار کنید
    موری می‌گوید: «شادی تا حد زیادی به این بستگی دارد که ما احساس کنیم کاری که انجام می‌دهیم، اهمیت دارد و برای دیگران با ارزش است. بدون این احساس، ما هراس داریم که از گروه طرد شویم. تحقیقات نشان می‌دهند که مسئله‌ای که انسان‌ها بیش از هر چیزی از آن می‌ترسند، طرد شدن از سوی دیگران است.»

    به عبارت دیگر، انسان‌ها نیاز ذاتی دارند که مورد نیاز قرار گیرند. بنابراین هر چه بیشتر بتوانید به کودکتان از‌‌ همان سال‌های اول بفهمانید که کمک او سهم منحصر به فردی در خانواده را ایفا می‌کند، بیشتر احساس عزت نفس خواهد کرد و شادی او نیز از انجام آن کار بیشتر خواهد شد. حتی کودکان ۳ ساله می‌توانند نقش‌هایی را در خانواده ایفا کنند

 

 

 

  1. 7.                      عادت حق‌شناسی را در او ایجاد کنید
    مطالعات در خصوص شادی و خوشبختی، همواره احساس سپاسگذاری را با سلامت عاطفی کودک مرتبط می‌دانند. تحقیقات دانشگاه کالیفورنیا، دیویس و دانشگاه‌های دیگر نشان می‌دهند افرادی که دارای دفترچه یادداشت روزانه و یا هفتگی سپاسگذاری هستند، به طور کلی حس بهتری نسبت به زندگیشان دارند. شاید داشتن دفترچه یادداشت برای کودک کاری نامعقول باشد، اما یک راه پرورش حس سپاسگذاری در او این است که هر روز (به عنوان مثال قبل یا بعد از غذا خوردن) از هر یک از اعضای خانواده بخواهید که با صدای بلند چیزی را که سپاسگزار آن است، بر زبان بیاورد. مهم‌تر از همه اینکه، این کار را جزء مراسم منظم خود قرار دهید. این عادت، انواع احساسات مثبت را در او ایجاد می‌کند و واقعاً می‌تواند به شادی ماندگار او کمک کند.

 

 

 

 

 

 

در حضور نوزاد خود، آرام و مهربان باشید، حتی اگر بسیار ناراحت و عصبانی هستید. اگر نمی توانید، از او فاصله بگیرید تا به او احساس بد ندهید.

 

کودک در دوره ای بسیار کوتاه، توانمندی های زیادی را با سرعتی شگفت انگیز به دست می آورد: حرف زدن، راه رفتن، برقراری ارتباط با دیگران و ... این توانمندی ها به او کمک می کند به طور مستقل، البته در حد خود، در دنیای محیطی خود کنجکاوی کند. اینکه کودک در این سن چقدردست به کشف دنیای محیطی خود بزند، بستگی به اعتمادی دارد که به محیط و اطرافیان نزدیک خود دارد.

آنها نیاز دارند در هر قدم، کسی که به او اعتماد دارند، همراهشان باشد، تا بتوانند به سمت استقلال همراه با اعتماد به نفس و اعتماد به محیط و والدین، پیش بروند.

 

سعی کنید قوانین کم اما روشنی داشته باشید. به علاوه، سعی کنید روی کارهای مثبت تاکید کنید و کمتر با او درگیر شوید.

* موفقیت ها و پیشرفت هایش را نادیده نگیرید و تشویق دائم و ابراز محبت به او را فراموش نکنید. نشان بدهید چقدر از داشتن او خوشحال هستید

 

زمان با هم بودن را سنگین و شلوغ نکنید: فقط شما، فقط بازی های ساده. هدف با هم بودن و لذت بردن است.

 

برای تقسیم زمان دیدار والدین، در این سن، بهتر است کودک والدی که با او زندگی نمی کند را چند بار در هفته، برای زمان های کوتاه ببیند تا اینکه یک بار در ماه؛ چند روز کامل. اگر والدی هستید که با کودک خود زندگی نمی کنید، سعی کنید دست کم هر شب به او زنگ بزنید و فقط بگویید «شب به خیر عزیزم خیلی دوستت دارم.»

 

 

سه تا پنج سالگی: دورانی که با داستان هایش شما را شگفت زده می کند

در این سن کودک با سرعتی باورنکردنی در حال رشد و پیشرفت در مهارت های مختلف است، خودش لباس می پوشد، درباره احساسات بقیه حرف می زند، خیالپردازی می کند و ... این سن، سنی است که بعد از احساس امنیت در محیط اطراف و اعتماد کردن به همراهی والدین، زمان کشف مستقلانه دنیا فرا می رسد.

وقتی کودک احساس امنیت می کند و مطمئن باشد والدینش همراه او هستند و از او حمایت می کنند، شروع به کشف دنیایی می کند که در آن قرار گرفته است

 

به کودکتان اطمینان بدهید هر دو والد، همیشه از او حمایت خواهند کرد و همیشه او را دوست خواهند داشت.

 

شرایطی را فراهم کنید که کودک در آن احساس امنیت کامل داشته باشد. نگذارید بابت اینکه چه کسی بالاخره مراقب او خواهد بود نگران شود یا اینکه احساس کند زیادی است.

* اجازه بدهید کودک با هر دو والد ارتباط خوبی داشته باشد. وقتی با والد دیگر است، برایش قیافه نگیرید، بگذارید از لذت داشتن پدر و مادر بهره ببرد.

 

 

 

 

 

از بچه های خود به عنوان یک پیام رسان استفاده نکنید

از بچه های خود به عنوان یک درمانگر ، استفاده نکنید و درد دل های خود را بر سر آنها نریزید

سعی نکنید آنها را به انحصار خود در آورید

نسبت به ملاقات کودکان با همسر سابق خود، سخت گیری نکنید

سعی کنید آسیب هایی را که شما به کودک

  خود وارد کرده اید،

 جبران کنید

 

 

 

 

در مورد بیان احساس کودکان باید به آنها کمک کرد چون آنها نمی‌توانند از طریق کلمات، احساسات واقعی‌شان را ابراز کنند، بنابراین والدین باید آنها را یاری کنند تا حرف‌هایشان را صادقانه و بدون ترس بیان کنند و از اینکه شما را با حرف‌هایشان برنجانند بیمی نداشته باشند. حمایت و محبت به فرزند، او را در مقابل این‌گونه حوادث بیمه می‌کند و این اطمینان‌بخشی، استرس را از کودک دور می‌کند. کودک باید از ادامه یافتن ارتباط با پدر و مادر اطمینان خاطر داشته باشد و بداند که هر دو والدین به همان اندازه قبل به او علاقه دارند و در صورت بروز مشکل همه خانواده با کمک هم از پس آن برخواهند آمد.

 

 

 

 

 

ایجاد نظم در زندگی فرزندان، عامل بسیاری موثری است. این نظم هم برای کودک کم سن و هم بزرگ ضروری است. وقتی کودک در زندگی احساس نظم می‌کند، امنیت بیشتری را حس می‌کند. زندگی نامنظم به احساس ناامنی می‌انجامد برای مثال والدین می‌توانند هنگام خوردن غذا، انجام تکالیف فرزندان را مشخص کنند که این مساله موجب ایجاد نظم ذهنی می‌شود و از احساس آشوب و بی‌نظمی جلوگیری می‌کند. قوانین منزل، تشویق، پاداش و نظم گذشته باید ادامه پیدا کند. با شکستن قوانین تنها فرزندتان را لوس خواهید کرد.

 

 

هنگامی که با کودک سر و کار دارید موبایل ، کامپیوتر و روزنامه را کنار بگذارید تا بفهمد زمانی که او آماده برقراری ارتباط است تمام توجه شما معطوف به اوست

 

درباره احساسات تان صحبت نمایید تا شاید او نیز راغب شود احساساتش را بازگو نماید

 

اهی اوقات بچه ها حرف نمی زنند چون نمی دانند چه بگویند یا اینکه چگونه بگویند

شاید کودک نسبت به هر یک از والدین احساس حفاظتی و دفاعی داشته باشد و از ترس اینکه مبادا والدینش ناراحت یا عصبانی شوند تمایلی به صحبت کردن نداشته باشد . وقتی می خواهید احساسات منفی خود درباره همسرتان را بازگو کنید حالت درست این است که با یکی از دوستان یا درمانگرتان صحبت کنید نه اینکه گله همسرتان را به کودکتان بکنید 

 

شاید شنیدن بعضی از حرفها برای والدین سخت باشد اما ایجاد جوی صمیمانه که در آن کودک بتواند بدون هیچ بازخورد یا قضاوتی به بازگویی احساساتش بپردازد، کمکشان می کند که بر روی این احساسات شان کار کنند و بدین ترتیب شما هم به نگرانی های آنها دست خواهید یافت

 

تلاش برای ایجاد ثبات در محیط منزل، توجه به نیازهای کودک و برخورد صحیح با واکنش های ویجزو اولین گام هاست

 

اولین نکته ای که باید در گفت وگو با کودک در نظر گرفت، گفتن حقیقت است

 

ساده و صریح بگویید: «ما دیگر نمی توانیم با هم زندگی کنیم چون حرف همدیگر را نمی فهمیم.» به آن ها بفهمانید با این که از همسرتان جدا شده اید، کودک را دوست دارید. تغییرات به وجود آمده در زندگی کودک را برایش تشریح کنید و بگویید که دوست دارید این تغییرات تا جایی که ممکن است مطابق میل او باشد.
نکته این جاست که در عین صداقت، نباید انتقادگر باشید و از همسرتان انتقاد بی جا کنید. سعی کنید با وجود اختلافات جدی با همسر سابق، یک دیدگاه درباره طلاق را به کودک عرضه کنید

 

 

مدیریت مشترک را که بهترین شیوه برای سرپرستی کودک است در پیش بگیرید. کودک حق دارد پس از طلاق پدر یا مادرش را ببیند و رابطه اش با پدر و مادر نباید مخدوش و پرحادثه باشد.

 

 

به امید روزهای اینده...