پیش به سوی آینده

آرامش در زندگی

شاه و پیاده
نویسنده : سعید اسماعیلیان - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧
 


سلام
سلام بر دوستان


نمی توانیم کاری بکنیم که مرغان غم بر بالای سرمان پرواز نکنند
اما می توانیمم نگذاریم که روی سرمان اشیانه بسازند

مهم بودن خوب است اما خوب بودن مهمتر است

همه چیز تغییر می کند بجز تغییر

به اعتماد اینکه پادزهر داری زهر نخور

بخشندگی را از گل یاد بگیریم حتی ته کفشی را که لگد مالش کرده خوش بو می کند

اگر ندانی به کجا می روی چگونه توقع داری به انجا برسی

وقتی که چیزی را از دست می دهی درسی را که از ان گرفته ای از دست نده

هوای بد وجود ندارد من لباس مناسبی ندارم

اگر نمی توانی شمعی باشی که نور را پخش می کند
اینه ای باش که ان را منعکس می کند

با دقت در پاسخهایی که یک فرد می دهد می فهمی با هوش است یا نه
و با دقت در سوالاتی که می پرسد می فهمی عاقل است یا نه

وقتی بازی تمام شود شاه و پیاده به یک جعبه می روند


به امید روزهای اینده...